هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد فراق و دوری از معشوق میگوید. او از دود آه، سیاهی مژگان، تیغ یاد معشوق و سیاهی تن خود مانند سایه سخن میگوید. همچنین، از مقایسهی روی معشوق با خورشید و عدم امکان توصیف آن به دلیل قداستش یاد میکند. در پایان، بر ثابت قدم بودن در راه عشق تأکید دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیدهی ادبی ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد فراق و عشق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۰۷ - به گلشن بی تو سروم دود آه است
به گلشن بی تو سروم دود آه است
به چشمم سبزه چون مژگان سیاه است ۱
دلم را یاد تیغش تازه دارد
چو آن آبی که در برگ گیاه است ۲
به خاک راه او از سنگ طفلان
تنم چون سایه سر تا پا سیاه است ۳
چه سان خورشید گویم روی او را
که مصحف را غلط خواندن گناه است ۴
سلیم از راه خوبان برنخیزد
چو نقش پا کسی کو سر به راه است ۵
به چشمم سبزه چون مژگان سیاه است ۱
دلم را یاد تیغش تازه دارد
چو آن آبی که در برگ گیاه است ۲
به خاک راه او از سنگ طفلان
تنم چون سایه سر تا پا سیاه است ۳
چه سان خورشید گویم روی او را
که مصحف را غلط خواندن گناه است ۴
سلیم از راه خوبان برنخیزد
چو نقش پا کسی کو سر به راه است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۶ - ای خوش آن آزاده ای کو در به روی کام بست
گوهر بعدی:شماره ۲۰۸ - همچو بلبل دلم غمین گل است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.