هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد و غم درون خود میگوید و آن را با غنچه و گل مقایسه میکند. او از شادیهای گذرا و ناپایدار دنیا سخن میگوید و اشاره میکند که خنده گل نیز زودگذر است. در پایان، از باده به عنوان تسلیبخش یاد میکند و هشدار میدهد که پاییز (خزان) در کمین گل است.
رده سنی:
15+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، اشاره به باده (شراب) و مضامین مرتبط با آن، مناسب برای مخاطبان جوان و بزرگسال است.
شماره ۲۰۸ - همچو بلبل دلم غمین گل است
همچو بلبل دلم غمین گل است
غنچه گردیده در کمین گل است ۱
در دلم درد، نایب عیش است
بر سرم داغ، جانشین گل است ۲
از نسیمی شکفته می گردد
خنده گویا در آستین گل است ۳
شادی دهر را شگونی نیست
خنده ی گل، دم پسین گل است ۴
داد بستان ز جام باده سلیم
که خزان سخت در کمین گل است ۵
غنچه گردیده در کمین گل است ۱
در دلم درد، نایب عیش است
بر سرم داغ، جانشین گل است ۲
از نسیمی شکفته می گردد
خنده گویا در آستین گل است ۳
شادی دهر را شگونی نیست
خنده ی گل، دم پسین گل است ۴
داد بستان ز جام باده سلیم
که خزان سخت در کمین گل است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۴۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۷ - به گلشن بی تو سروم دود آه است
گوهر بعدی:شماره ۲۰۹ - چو شعله گرم درآمد، چو گل به تاب نشست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.