هوش مصنوعی:
این شعر از حسرت و ناتوانی شاعر در رسیدن به آرزوهایش سخن میگوید. او از ضعف و ناتوانی خود مینالد و احساس میکند که در دام مشکلات گرفتار شده است. با وجود میل به شادی و آزادی، تهمتها و محدودیتها او را از این آرزوها دور نگه داشتهاند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاطفی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعات ناامیدی و حسرت نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۲۰۶ - ای خوش آن آزاده ای کو در به روی کام بست
ای خوش آن آزاده ای کو در به روی کام بست
دیده از نظاره ی این باغ، چون بادام بست ۱
از ضعیفی، قوت بی طاقتی با من نماند
ناتوانی بر من آخر تهمت آرام بست ۲
با وجود آنکه لبریز شرابم، از خمار
یک دم از خمیازه نتوانم دهن چون جام بست ۳
صید صیادی نگردیدیم، تا کی می توان
خویش را همچون گره بر حلقه ی هر دام بست ۴
ما کجا و خوشدلی، هرگز نیاساید سلیم
آنکه بر ما تهمت این آرزوی خام بست ۵
دیده از نظاره ی این باغ، چون بادام بست ۱
از ضعیفی، قوت بی طاقتی با من نماند
ناتوانی بر من آخر تهمت آرام بست ۲
با وجود آنکه لبریز شرابم، از خمار
یک دم از خمیازه نتوانم دهن چون جام بست ۳
صید صیادی نگردیدیم، تا کی می توان
خویش را همچون گره بر حلقه ی هر دام بست ۴
ما کجا و خوشدلی، هرگز نیاساید سلیم
آنکه بر ما تهمت این آرزوی خام بست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۵ - دلم ز نسبت روی تو مهربان گل است
گوهر بعدی:شماره ۲۰۷ - به گلشن بی تو سروم دود آه است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.