هوش مصنوعی:
این شعر از یوسف هندینژاد، بیانگر درد فراق و جدایی از معشوق است. شاعر از گریختن معشوق، ناامیدی از وصال، و سوختن در آتش فراق سخن میگوید. همچنین، به بیاعتمادی به دیگران و فرار سایه از پیغمبر اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانهی عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارند.
شماره ۲۱۹ - یوسف هندی نژاد من مرا از بر گریخت
یوسف هندی نژاد من مرا از بر گریخت
دل کجا ماند به جای خویش چون دلبر گریخت ۱
بود هندستانی و از روی خود مهتاب دید
زان به شبگیر بلند آن شوخ مه پیکر گریخت ۲
آنکه پروردم به صد خون جگر در دیده اش
عاقبت چون قطره ی اشکم ز چشم تر گریخت ۳
اعتمادی بر غلامان سیاه ای خواجه نیست
سایه از همرنگی ایشان ز پیغمبر گریخت ۴
طاقت سوز فراق او دلم با خود ندید
آتشی دارم کزو چون دود خاکستر گریخت ۵
صد تمنا بود دل را از وصال او سلیم
کارها بسیار با او داشتم، کافر گریخت ۶
دل کجا ماند به جای خویش چون دلبر گریخت ۱
بود هندستانی و از روی خود مهتاب دید
زان به شبگیر بلند آن شوخ مه پیکر گریخت ۲
آنکه پروردم به صد خون جگر در دیده اش
عاقبت چون قطره ی اشکم ز چشم تر گریخت ۳
اعتمادی بر غلامان سیاه ای خواجه نیست
سایه از همرنگی ایشان ز پیغمبر گریخت ۴
طاقت سوز فراق او دلم با خود ندید
آتشی دارم کزو چون دود خاکستر گریخت ۵
صد تمنا بود دل را از وصال او سلیم
کارها بسیار با او داشتم، کافر گریخت ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۸ - هرجا نشسته، بی سروسامان نشسته است
گوهر بعدی:شماره ۲۲۰ - پی شکستن پیمان بهانه بسیار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.