هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از مفاهیمی مانند عشق، رنج، آزادی، و درویشی سخن میگوید. شاعر از ناامیدی، رهایی از قید غم، و اهمیت عشق در زندگی میگوید. همچنین، به انتقاد از ریا و زاهدان ظاهری پرداخته و تنهایی و حقیقت درونی را برجسته میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و انتقاد از اجتماع ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۲۲ - صاف می از دگران، لای ته شیشه ز ماست
صاف می از دگران، لای ته شیشه ز ماست
اول کاسه و دردی که شنیدی اینجاست ۱
نیست از قید غم امید خلاصی ما را
خط آزادی ما بر ورق صبح فناست ۲
زور بازو به چه کار کسی آید اینجا
قوت مرد ره عشق تو در پنجه ی پاست ۳
نتوان دفع غمم کرد کز آیینه ی من
ریشه ی سبزه ی زنگار ز جوهر پیداست ۴
جهد بی شوق به جایی نرسد در ره عشق
بال چون نیست چه حاصل که کبوتر پر پاست ۵
خرقه گر در گرو باده کنم، منع مکن
نیست چیزی دگرم، عالم درویشی هاست ۶
زاهدان به که نباشند دعاگوی کسی
از لب اهل ریا، فاتحه تکبیر فناست ۷
نیست در شهر به ما حاجت احباب، سلیم
گذری کن به سوی دشت که مجنون تنهاست ۸
اول کاسه و دردی که شنیدی اینجاست ۱
نیست از قید غم امید خلاصی ما را
خط آزادی ما بر ورق صبح فناست ۲
زور بازو به چه کار کسی آید اینجا
قوت مرد ره عشق تو در پنجه ی پاست ۳
نتوان دفع غمم کرد کز آیینه ی من
ریشه ی سبزه ی زنگار ز جوهر پیداست ۴
جهد بی شوق به جایی نرسد در ره عشق
بال چون نیست چه حاصل که کبوتر پر پاست ۵
خرقه گر در گرو باده کنم، منع مکن
نیست چیزی دگرم، عالم درویشی هاست ۶
زاهدان به که نباشند دعاگوی کسی
از لب اهل ریا، فاتحه تکبیر فناست ۷
نیست در شهر به ما حاجت احباب، سلیم
گذری کن به سوی دشت که مجنون تنهاست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۱ - به خاک هند مرا تاب زیستن ز کجاست
گوهر بعدی:شماره ۲۲۳ - کی دهم دیگر عنان آن بت چین را ز دست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.