هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به موضوعاتی مانند عشق، جنون، فنا، و ناپایداری دنیا می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا مانند جامه‌ی مفت، قصه‌ی افسر کیخسرو، و آب زمزم، مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی را بیان می‌کند. او همچنین به ناتوانی انسان در بیان احساسات و محدودیت‌های زندگی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و اشارات تاریخی نیاز به دانش پیش‌زمینه دارند که معمولاً در سنین بالاتر کسب می‌شود.

شماره ۲۵۷ - می بی منت اگر میل کنی، حیرانی ست

می بی منت اگر میل کنی، حیرانی ست
جامه ی مفت اگر می طلبی، عریانی ست ۱

قصه ی افسر کیخسرو و تاج جمشید
به سر خاک نشینان که مرصع خوانی ست ۲

آشنایی همه جا از ره نسبت خیزد
مست را دوستی ابر ز تر دامانی ست ۳

با چنین کوتهی عمر، بیان نتوان کرد
قصه ی طول امل را، که سخن طولانی ست ۴

می دوند از پس و پیشم به تماشا خلقی
عشق را شور جنون، کوکبه ی سلطانی ست ۵

در تمنای سجود در او کاسته ام
چون هلال آنچه ز من مانده به جا، پیشانی ست ۶

نتوان گفت می کوثر و آب زمزم
شرح کیفیت لعل لب او وجدانی ست ۷

چشم مستی که ربوده ست ز سر هوش مرا
شیر از نسبت او در پی آهوبانی ست ۸

چاره ی زخم دلم مرهم عیسی نکند
خنجری نیست مرا چاک جگر، مژگانی ست ۹

صحبت عشق و جنون گرم چو گردید سلیم
کشتی حوصله از شبنم می طوفانی ست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۲۸۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۵۶ - از عشق حکایت مکن افسانه بزرگ است
گوهر بعدی:شماره ۲۵۸ - کی توان در عشق، بی سامان حیرانی نشست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.