هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، بیانگر درد عشق و رنجهای ناشی از آن است. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند گل داغ، لاله و پروانه، به توصیف حالات درونی خود میپردازد. او از عشق نهانی، سوختن در آتش عشق و حسرت رسیدن به معشوق سخن میگوید. در نهایت، شاعر اشاره میکند که در این فصل، چیزی که ضروری است، «دماغ» (حال خوب) است.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۶۸ - آن گل که توان حرفی ازان زد گل داغ است
آن گل که توان حرفی ازان زد گل داغ است
تا کی سخن لاله و گل، این چه دماغ است ۱
از داغ دلم فیض رسد سوختگان را
پروانه کمربسته ی این پای چراغ است ۲
تندی مزاجم اثر عشق نهانی ست
خار سر دیوار، نشان گل باغ است ۳
با لاله سخن زان رخ گلرنگ مگویید
بر حال خود او را بگذارید که داغ است ۴
در باغ ز سامان گل و لاله کمی نیست
چیزی که درین فصل ضرور است، دماغ است ۵
بر حال سلیم است مرا رشک که از شوق
در کعبه ی وصل است و همان گرم سراغ است ۶
تا کی سخن لاله و گل، این چه دماغ است ۱
از داغ دلم فیض رسد سوختگان را
پروانه کمربسته ی این پای چراغ است ۲
تندی مزاجم اثر عشق نهانی ست
خار سر دیوار، نشان گل باغ است ۳
با لاله سخن زان رخ گلرنگ مگویید
بر حال خود او را بگذارید که داغ است ۴
در باغ ز سامان گل و لاله کمی نیست
چیزی که درین فصل ضرور است، دماغ است ۵
بر حال سلیم است مرا رشک که از شوق
در کعبه ی وصل است و همان گرم سراغ است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۷ - بازم از زخم خدنگش در دل و جان آتش است
گوهر بعدی:شماره ۲۶۹ - بیا که فصل خوش روزگار نزدیک است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.