هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از نزدیک شدن بهار و روزگار خوش سخن میگوید، اما از گرفتاری در قفس و دوری از باغ و یار شکایت دارد. او از ضعف و ناتوانی خود میگوید و اینکه نزدیکی راه به یار و وطن سودی ندارد. همچنین، از وعدههای فریبنده دنیا و ناامیدی از رسیدن به آرزوها سخن میراند.
رده سنی:
15+
متن دارای مضامین عاشقانه و حسرتآلود است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و وعدههای فریبنده دنیا ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۲۶۹ - بیا که فصل خوش روزگار نزدیک است
بیا که فصل خوش روزگار نزدیک است
زمان سیر گل و لاله زار نزدیک است ۱
فتاده ام به طلسم قفس، چه چاره کنم
ز باغ دورم و فصل بهار نزدیک است ۲
به حرف عشق، همین کوهکن بود امروز
که پاره ای سخن او به کار نزدیک است ۳
نوید دولت دنیا چنان بود کز مهر
دهند مژده به مجرم که دار نزدیک است ۴
چو نیست قوت یک گام رفتنم از ضعف
چه سود ازین که ره کوی یار نزدیک است ۵
حدیث قرب وطن پیش من مگوی، چه سود
که سیل بادیه را کوهسار نزدیک است ۶
به خانه می نتوان خورد در بهار سلیم
کنار کشت و لب جویبار نزدیک است ۷
زمان سیر گل و لاله زار نزدیک است ۱
فتاده ام به طلسم قفس، چه چاره کنم
ز باغ دورم و فصل بهار نزدیک است ۲
به حرف عشق، همین کوهکن بود امروز
که پاره ای سخن او به کار نزدیک است ۳
نوید دولت دنیا چنان بود کز مهر
دهند مژده به مجرم که دار نزدیک است ۴
چو نیست قوت یک گام رفتنم از ضعف
چه سود ازین که ره کوی یار نزدیک است ۵
حدیث قرب وطن پیش من مگوی، چه سود
که سیل بادیه را کوهسار نزدیک است ۶
به خانه می نتوان خورد در بهار سلیم
کنار کشت و لب جویبار نزدیک است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۸ - آن گل که توان حرفی ازان زد گل داغ است
گوهر بعدی:شماره ۲۷۰ - به توبه هر که ز یک قطره ی شراب گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.