هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد عشق و رنج دل دیوانهاش میگوید. او از می و خمار، راز دل و شعله عشق سخن میگوید و به زیبایی معشوق و تأثیر نفسش اشاره میکند. در پایان، شاعر به مرگ محتاج و عید غدیر اشاره میکند و نسیم صبح را فرزند دو پیر میخواند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
شماره ۲۷۵ - مرا کی از سبوی می گزیر است
مرا کی از سبوی می گزیر است
که در روز خمارم دستگیر است ۱
به نامه چون نویسم راز دل را
حدیثم شعله و کاغذ حریر است ۲
دل دیوانه ای در بند دارم
نفس در سینه ام زنجیر شیر است ۳
ز سودای دلم او را زیان نیست
ندانم از چه زلفش شانه گیر است ۴
غنی خوشدل شود از مرگ محتاج
چو میرد تشنه ای، عید غدیر است ۵
سلیم انفاس او تأثیر دارد
نسیم صبح، فرزند دو پیر است ۶
که در روز خمارم دستگیر است ۱
به نامه چون نویسم راز دل را
حدیثم شعله و کاغذ حریر است ۲
دل دیوانه ای در بند دارم
نفس در سینه ام زنجیر شیر است ۳
ز سودای دلم او را زیان نیست
ندانم از چه زلفش شانه گیر است ۴
غنی خوشدل شود از مرگ محتاج
چو میرد تشنه ای، عید غدیر است ۵
سلیم انفاس او تأثیر دارد
نسیم صبح، فرزند دو پیر است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۴ - از بس که تلخکام ازین ناتوان گذشت
گوهر بعدی:شماره ۲۷۶ - شکسته خاطرم و رغبت نشاطم نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.