هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، بیانگر نارضایتی از دنیای مادی و تأکید بر قناعت و رهایی از دغدغههای دنیوی است. شاعر با اشاره به نمادهایی مانند سلیمان و مور، قدرت و ثروت را بیارزش میداند و آرامش را در سادگی و دوری از هیاهو میجوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادهای اجتماعی موجود در شعر نیاز به درک و تجربهی بیشتری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۲۸۳ - چند باشم ز در دیر مغان دور، بس است
چند باشم ز در دیر مغان دور، بس است
این قدر صبر که کردم من مخمور بس است ۱
ای سلیمان، چه به خیل و حشمت می نازی
در شکست تو کمر بستن یک مور بس است ۲
توشه ی راه گلستان می گلگون کافی ست
باربردار دل ما خر طنبور بس است! ۳
رحمی ای اختر طالع که دگر تاب نماند
بر دلم چند زنی نیش چو زنبور بس است ۴
کیمیایی به از افیون نبود پیران را
شاهد این سخنم فلفل و کافور بس است ۵
گوشه ای گیر به کشمیر سلیم و بنشین
رفتن و آمدن اگره و لاهور بس است ۶
این قدر صبر که کردم من مخمور بس است ۱
ای سلیمان، چه به خیل و حشمت می نازی
در شکست تو کمر بستن یک مور بس است ۲
توشه ی راه گلستان می گلگون کافی ست
باربردار دل ما خر طنبور بس است! ۳
رحمی ای اختر طالع که دگر تاب نماند
بر دلم چند زنی نیش چو زنبور بس است ۴
کیمیایی به از افیون نبود پیران را
شاهد این سخنم فلفل و کافور بس است ۵
گوشه ای گیر به کشمیر سلیم و بنشین
رفتن و آمدن اگره و لاهور بس است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۲ - ای دل سفر به لجه ی عمان مبارک است
گوهر بعدی:شماره ۲۸۴ - دماغ ساغر می از شراب ما خشک است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.