هوش مصنوعی:
این شعر از خشکی و تشنگی سخن میگوید و از احساس فقدان و تنهایی. شاعر با استفاده از استعارههایی مانند خشک شدن شراب، خانه درویش، شیشه خالی، چمن تشنه و غنچه خشکیده، حالتی از ناامیدی و حسرت را بیان میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، فضای حزنآلود شعر برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۲۸۴ - دماغ ساغر می از شراب ما خشک است
دماغ ساغر می از شراب ما خشک است
چونان خانه ی درویش، آب ما خشک است ۱
مگر به سنگ تواند نسیم بشکندش
ز بس چو شیشه ی خالی حباب ما خشک است ۲
ز تشنگی چمن ما به کربلا ماند
که همچو دست لئیمان سحاب ما خشک است ۳
دلم که سوخته، او را قبول کی گردد
مزاج مست لطیف و کباب ما خشک است ۴
اگر شکفته نگردد سلیم معذور است
دماغ غنچه ی دل ز آفتاب ما خشک است ۵
چونان خانه ی درویش، آب ما خشک است ۱
مگر به سنگ تواند نسیم بشکندش
ز بس چو شیشه ی خالی حباب ما خشک است ۲
ز تشنگی چمن ما به کربلا ماند
که همچو دست لئیمان سحاب ما خشک است ۳
دلم که سوخته، او را قبول کی گردد
مزاج مست لطیف و کباب ما خشک است ۴
اگر شکفته نگردد سلیم معذور است
دماغ غنچه ی دل ز آفتاب ما خشک است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۳ - چند باشم ز در دیر مغان دور، بس است
گوهر بعدی:شماره ۲۸۵ - شراب غمزه ی مست تو خون بی گنه است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.