هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی و عاشقانه از عشق و رنج سخن میگوید و با استفاده از استعارههای زیبا مانند خضر، یوسف و خوبرویان، به بیان حالات روحی و عاطفی شاعر میپردازد. شاعر از جدایی، رنج عشق و پریشانی خاطر میگوید و در نهایت به آزادی روح اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند رنج و پریشانی خاطر نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارند.
شماره ۳۰۲ - خضر از لب تشنگان روی آتشناک اوست
خضر از لب تشنگان روی آتشناک اوست
یوسف از خیل اسیران گریبان چاک اوست ۱
گر سری دارم به زلف خوبرویان دور نیست
کز پریشان خاطری پندارم آن فتراک اوست ۲
بخت آنم کو، که گوید چون رسد بر تربتم
داشتم بی خان و مانی، کشته شد، این خاک اوست ۳
چشم سوزن گریه آلود است از چاک دلم
این سخن را شاهد من رشته ی نمناک اوست ۴
در نگیرد صحبت ما با شقایق در خزان
اول مستی ما و آخر تریاک اوست ۵
نیست آزادی کسی را در جهان غیر از سلیم
هرچه دارد روزگار از بهر جان پاک اوست ۶
یوسف از خیل اسیران گریبان چاک اوست ۱
گر سری دارم به زلف خوبرویان دور نیست
کز پریشان خاطری پندارم آن فتراک اوست ۲
بخت آنم کو، که گوید چون رسد بر تربتم
داشتم بی خان و مانی، کشته شد، این خاک اوست ۳
چشم سوزن گریه آلود است از چاک دلم
این سخن را شاهد من رشته ی نمناک اوست ۴
در نگیرد صحبت ما با شقایق در خزان
اول مستی ما و آخر تریاک اوست ۵
نیست آزادی کسی را در جهان غیر از سلیم
هرچه دارد روزگار از بهر جان پاک اوست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۱ - خونم از دوری می در تن لاغر خشک است
گوهر بعدی:شماره ۳۰۳ - خوش نیست به اهل طلب ایام لئیم است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.