هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به موضوعاتی مانند عشق، رهایی از قید و بندهای دنیوی، فداکاری و بیخودی در راه معشوق میپردازد. شاعر از زبان استعارهها و تصاویر زیبا مانند موج، آتش و پروانه برای بیان احساسات عمیق خود استفاده کرده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در این شعر برای درک و ارتباط برقرار کردن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۰۷ - شکوه ی احباب را نتوان به خود مشکل گرفت
شکوه ی احباب را نتوان به خود مشکل گرفت
تا زبان باشد، نمی باید سخن در دل گرفت ۱
بیخودی در وصل از من انتقام خود کشید
داد دل از کشتی ما موج در ساحل گرفت ۲
عشق از قید گرانجانی مرا آزاد کرد
همچو برق از جا جهد، آتش چو در کاهل گرفت ۳
زان بود در حشر از اجر شهادت بی نصیب
کز تپیدن خونبهای خویش را بسمل گرفت ۴
در سراغ کوی او از کعبه خواهم همتی
از برای راه باید توشه در منزل گرفت ۵
دل کجا ماند، سراپای مرا چون عشق سوخت
حال پروانه مپرس آتش چو در محفل گرفت ۶
هستی ما کی حریف عشق می گردد سلیم
پیش راه سیل را نتوان به مشتی گل گرفت ۷
تا زبان باشد، نمی باید سخن در دل گرفت ۱
بیخودی در وصل از من انتقام خود کشید
داد دل از کشتی ما موج در ساحل گرفت ۲
عشق از قید گرانجانی مرا آزاد کرد
همچو برق از جا جهد، آتش چو در کاهل گرفت ۳
زان بود در حشر از اجر شهادت بی نصیب
کز تپیدن خونبهای خویش را بسمل گرفت ۴
در سراغ کوی او از کعبه خواهم همتی
از برای راه باید توشه در منزل گرفت ۵
دل کجا ماند، سراپای مرا چون عشق سوخت
حال پروانه مپرس آتش چو در محفل گرفت ۶
هستی ما کی حریف عشق می گردد سلیم
پیش راه سیل را نتوان به مشتی گل گرفت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰۶ - دلم به عشق ز آسیب فتنه آزاد است
گوهر بعدی:شماره ۳۰۸ - بجز نسیم که آن زلف تابدار شکست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.