هوش مصنوعی: این شعر از سلیم، با استفاده از تصاویر شاعرانه و استعاره‌های عمیق، به بیان احساسات شکننده، عشق ناکام، و دردهای روحی می‌پردازد. شاعر از شکست‌های عاطفی، ناامیدی، و تنهایی سخن می‌گوید و با اشاره به عناصر طبیعت مانند نسیم، باغ، و غنچه، حالات درونی خود را توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مضامین مانند ناامیدی و شکست نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.

شماره ۳۰۸ - بجز نسیم که آن زلف تابدار شکست

بجز نسیم که آن زلف تابدار شکست
نخورده است سپاهی ز یک سوار، شکست ۱

نمی شود به شکست کسی دلم راضی
شکست رنگ به رویم، اگر خمار شکست ۲

به سوی باغ اگر پا گذاشتم بی تو
ز سرگرانی هر غنچه، شاخسار شکست ۳

ز مومیایی می کی درست می گردد؟
که همچو غنچه دلی دارم و هزار شکست ۴

ز بس که گریه برد لخت دل به دامانم
گمان بری که مرا شیشه در کنار شکست ۵

به پیش زاهد و می خواره انفعالی نیست
مرا که داد خزان توبه و بهار شکست ۶

حریف نیست دلم اضطراب عشق ترا
ز تاب زلزله افتد به کوهسار شکست ۷

سلیم، حیف ز آیینه ی دلی کز مهر
به دوست دادم و گفتم نگاه دار، شکست! ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۰۷ - شکوه ی احباب را نتوان به خود مشکل گرفت
گوهر بعدی:شماره ۳۰۹ - با وجود صد هنر، لافم ز شعر دلکش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.