هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، بیانگر احساسات عمیق و اندوهگین شاعر است که از ضعف و آسیبپذیری خود سخن میگوید. او از ترس چشمبد و ناامنیهای زندگی شکایت دارد و عشق را امری دشوار میداند. همچنین، شاعر به تأثیر زمانه و تغییرناپذیری برخی حقایق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی در این شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۲۹ - نشان هستی من چون حباب پیرهن است
نشان هستی من چون حباب پیرهن است
ز ضعف، بند قبای من آستین من است ۱
مکن ز سایه ی دیوار خویش ما را دور
که آشیانه ی ما چشم زخم این چمن است ۲
دلم به سینه ز آسیب نفس ایمن نیست
که گرگ یوسف ما را درون پیرهن است ۳
چگونه در صف مردان عشق پای نهی
که جان عزیز ترا چون چراغ بیوه زن است ۴
همیشه چشم بدی در قفای خود داریم
غبار قافله ی ما ز خاک راهزن است ۵
چو نیست نغمه ی سازی، شراب نتوان خورد
که نان خشک به از آب خشک حرف من است ۶
چه گنج ها که نثار سخن شهان کردند
اگر زمانه دگر شد، سخن همان سخن است ۷
سلیم، ذوق خموشی مرا ز کار انداخت
دلم ز قطع نفس همچو دلو بی رسن است ۸
ز ضعف، بند قبای من آستین من است ۱
مکن ز سایه ی دیوار خویش ما را دور
که آشیانه ی ما چشم زخم این چمن است ۲
دلم به سینه ز آسیب نفس ایمن نیست
که گرگ یوسف ما را درون پیرهن است ۳
چگونه در صف مردان عشق پای نهی
که جان عزیز ترا چون چراغ بیوه زن است ۴
همیشه چشم بدی در قفای خود داریم
غبار قافله ی ما ز خاک راهزن است ۵
چو نیست نغمه ی سازی، شراب نتوان خورد
که نان خشک به از آب خشک حرف من است ۶
چه گنج ها که نثار سخن شهان کردند
اگر زمانه دگر شد، سخن همان سخن است ۷
سلیم، ذوق خموشی مرا ز کار انداخت
دلم ز قطع نفس همچو دلو بی رسن است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۸ - آن قدر سوزی که خواهد شعله با آه من است
گوهر بعدی:شماره ۳۳۰ - قصه ی منصور را سر کرده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.