هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانه، احساس تنهایی و اسارت است. شاعر از عشق سوزان، گریه‌های بی‌پایان، و نداشتن آزادی می‌گوید. همچنین، او از بی‌وفایی دیگران شکایت کرده و درویشی را برتر از پادشاهی می‌داند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و اسارت نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۳۲۸ - آن قدر سوزی که خواهد شعله با آه من است

آن قدر سوزی که خواهد شعله با آه من است
هر زر داغی که دارد عشق، تنخواه من است ۱

در جگر آبم نمانده، گریه را سامان کجاست
آستینم تر ز ننگ دست کوتاه من است ۲

نرگسی بر رهگذار خویش دیدم، سوختم
نوغزال من همانا چشم بر راه من است ۳

نیست آزادی نصیب من، که هرجا می روم
بند و زنجیرم چو فیل مست همراه من است ۴

بس که اخوانند چون یوسف به من نامهربان
گرگ همچون پاسبانان بر سر چاه من است ۵

احتیاجم نیست بر شاهان عالم چون سلیم
در جهان هرجا که درویشی بود، شاه من است ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۲۷ - از خم زلفش دلم با آه و افغان بازگشت
گوهر بعدی:شماره ۳۲۹ - نشان هستی من چون حباب پیرهن است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.