هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دلباختگی به معشوق سخن میگوید. او از گوشهایش که برای شنیدن پیغام معشوق است و زبانش که برای نام بردن از اوست، یاد میکند. شاعر از بیخوابیهای ناشی از عشق و غیرت میگوید و اشاره میکند که حتی ماه نو نیز بر لب بام معشوق است. در ادامه، از جنون عشق در فصل گل و اقبال بلند صیاد (معشوق) سخن میراند و بیان میکند که نه تنها او، بلکه بسیاری دیگر نیز دعاگوی معشوق هستند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۳۳۴ - مرا گوش از بهر پیغام اوست
مرا گوش از بهر پیغام اوست
زبان در دهن از پی نام اوست ۱
کسی کز فغان من از خواب ناز
نگردیده بیدار، بادام اوست ۲
ز غیرت هلاکم که شب تا به روز
لب ماه نو بر لب بام اوست ۳
جنون بیش گردد در ایام گل
چه دل ها که رسوا در ایام اوست ۴
بلند است اقبال صیاد ما
مه از هاله در حلقه ی دام اوست ۵
نه تنها سلیم است ممنون او
که خلقی دعاگوی دشنام اوست ۶
زبان در دهن از پی نام اوست ۱
کسی کز فغان من از خواب ناز
نگردیده بیدار، بادام اوست ۲
ز غیرت هلاکم که شب تا به روز
لب ماه نو بر لب بام اوست ۳
جنون بیش گردد در ایام گل
چه دل ها که رسوا در ایام اوست ۴
بلند است اقبال صیاد ما
مه از هاله در حلقه ی دام اوست ۵
نه تنها سلیم است ممنون او
که خلقی دعاگوی دشنام اوست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۳ - گر عاشقی، از گنه چه باک است
گوهر بعدی:شماره ۳۳۵ - همه تن خون دل من همچو دهان زخم است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.