هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و رنجهای خود میگوید و از تقدیر و سرنوشت شکایت دارد. او احساس میکند که در چنگال تقدیر گرفتار شده و کسی نیست که دلیل این گرفتاری را بپرسد. همچنین از حسادت و رشک دیگران رنج میبرد و تأثیرات منفی آن را بر خود احساس میکند. شاعر از تغییرات ناخوشایند و از دست رفتن زیباییها نیز ابراز ناراحتی میکند و در نهایت، به ناتوانی در بهبود دلهای ویران شده اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تقدیر، رنج و حسادت نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارد.
شماره ۳۳۷ - چون شحنه مرا پنجه ی تقدیر گرفته ست
چون شحنه مرا پنجه ی تقدیر گرفته ست
کو آنکه بپرسد به چه تقصیر گرفته ست ۱
هرجا که به جوش آمده دیوانه ای، از رشک
اعضای مرا رعشه چو زنجیر گرفته ست ۲
ای مرغ چمن، از اثر باد خزان است
کآواز تو چون بلبل تصویر گرفته ست ۳
چون خضر تواند کند اصلاح دل ما؟
ویرانه ی ما را ره تعمیر گرفته ست ۴
مشاطه پی منع سلیم از دل روشن
آیینه ی خود داده و شمشیر گرفته ست ۵
کو آنکه بپرسد به چه تقصیر گرفته ست ۱
هرجا که به جوش آمده دیوانه ای، از رشک
اعضای مرا رعشه چو زنجیر گرفته ست ۲
ای مرغ چمن، از اثر باد خزان است
کآواز تو چون بلبل تصویر گرفته ست ۳
چون خضر تواند کند اصلاح دل ما؟
ویرانه ی ما را ره تعمیر گرفته ست ۴
مشاطه پی منع سلیم از دل روشن
آیینه ی خود داده و شمشیر گرفته ست ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۳۶ - عشق خونریز که شیر مست است
گوهر بعدی:شماره ۳۳۸ - از مصلحت الفت به من پیر گرفته ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.