هوش مصنوعی: این متن شعری است که به زیبایی‌های عشق و غم می‌پردازد و از استعاره‌هایی مانند گل، شمع، بلبل، و نرگس استفاده می‌کند تا احساسات عمیق و پیچیده را بیان کند. همچنین، به موضوعاتی مانند فریب، حرص، و ارزش سخن اشاره دارد. در نهایت، شاعر به قدردانی از حریفان و تنهایی خود می‌پردازد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند فریب و حرص نیاز به درک بالاتری از زندگی دارند.

شماره ۳۴۲ - هر کجا حرف تو آید به میان، گل گوش است

هر کجا حرف تو آید به میان، گل گوش است
همه تن شمع زبان است، ولی خاموش است ۱

صبحدم بلبل شوریده کجا، خواب کجا
بگذارید که از نکهت گل بیهوش است ۲

نیست چشمی که ز آهم نبود اشک آلود
دود غمخانه ی ما نوحه گر خاموش است ۳

در کفم گر درمی هست چه دانم ز کجاست
رقم سکه ی انعام جهان مغشوش است ۴

هیچ کس نیست که از حرص نخورده ست فریب
همچو نرگس همه را حلقه ی زر در گوش است ۵

بهترین گوهر گنجینه ی هستی سخن است
گر سخن جان نبود، مرده چرا خاموش است؟ ۶

قدردانی ز حریفان چو نمانده ست سلیم
به نوازش چو سبو دست خودم بر دوش است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۴۱ - لطف این دلشکنان [در حق] ما معلوم است
گوهر بعدی:شماره ۳۴۳ - ز دیده اشک چکد روز وصل یار عبث
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.