هوش مصنوعی:
این متن به موضوع نیازمندیهای متقابل در زندگی و روابط انسانی میپردازد. شاعر بیان میکند که همه چیز در جهان به یکدیگر وابسته است و نیاز متقابل امری طبیعی است. او همچنین بر ارزش دوستان و حفظ آبرو در مقابل دشمنان تأکید دارد و تهیدستی را گاهی سودمندتر از وابستگی نادرست میداند.
رده سنی:
15+
محتوا دارای مفاهیم فلسفی و اجتماعی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. نوجوانان بالای 15 سال بهتر میتوانند این مفاهیم را درک کنند.
شماره ۳۴۶ - به من ز یاد رخ اوست گلستان محتاج
به من ز یاد رخ اوست گلستان محتاج
چو گل فروش نیم من به باغبان محتاج ۱
گر آبرو بفروشی به دشمنان، صد بار
نکوتر است که باشی به دوستان محتاج ۲
به یکدگر همه ی کاینات را کار است
کمان به تیر بود، تیر بر کمان محتاج ۳
گمان سودی اگر هست در تهیدستی ست
ببین چه می طلبد بر در دکان محتاج ۴
به قصد اختر خود گر کشم سلیم آهی
به یک ستاره شود هفت آسمان محتاج ۵
چو گل فروش نیم من به باغبان محتاج ۱
گر آبرو بفروشی به دشمنان، صد بار
نکوتر است که باشی به دوستان محتاج ۲
به یکدگر همه ی کاینات را کار است
کمان به تیر بود، تیر بر کمان محتاج ۳
گمان سودی اگر هست در تهیدستی ست
ببین چه می طلبد بر در دکان محتاج ۴
به قصد اختر خود گر کشم سلیم آهی
به یک ستاره شود هفت آسمان محتاج ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۵ - زاهد بیا و پرده برافکن ز راز خبث
گوهر بعدی:شماره ۳۴۷ - گلی به رنگ رخش گلستان ندارد هیچ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.