هوش مصنوعی: این متن شعری است که بر بی‌اهمیتی دنیوی و مادیات تأکید دارد و عشق و معنویت را به عنوان تنها ارزش‌های واقعی مطرح می‌کند. شاعر از مفاهیمی مانند تجرید (رهیدن از تعلقات)، عشق الهی، و بیداری معنوی سخن می‌گوید و مخاطب را به رها کردن دلبستگی‌های دنیوی دعوت می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند «راهزن عشق» یا «افسانه منصور» نیاز به پیش‌زمینه فرهنگی و ادبی دارد.

شماره ۳۴۸ - شیخ است و خودآرایی بسیار و دگر هیچ

شیخ است و خودآرایی بسیار و دگر هیچ
چون صبح، همین شانه و دستار و دگر هیچ ۱

رهزن به تو تعلیم دهد شیوه ی تجرید
در دست همین رشته نگه دار و دگر هیچ ۲

یوسف نه متاعی ست که او را بگذارند
ما را برسان بر سر بازار و دگر هیچ ۳

در عشق شد افسانه ی منصور فراموش
غوغا به سر ماست درین دار و دگر هیچ ۴

انصاف مگو راهزن عشق ندارد
هر چیز که داری همه بسپار و دگر هیچ ۵

فکر سر و جان است همه راهروان را
پایی تو ازین بادیه بردار و دگر هیچ ۶

در مذهب ما طاعت شب ها نه نماز است
کافی ست همین دیده ی بیدار و دگر هیچ ۷

معشوق چو مست است نصیحت نپذیرد
در نامه نوشتیم که هشیار و دگر هیچ ۸

در باغ سلیم آنچه ز تاراج خزان ماند
خاری ست همین بر سر دیوار و دگر هیچ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۴۷ - گلی به رنگ رخش گلستان ندارد هیچ
گوهر بعدی:شماره ۳۴۹ - دارم هوس رخصت آهی و دگر هیچ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.