هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق و دردناک شاعر است که از عشق نافرجام، ناامیدی و رنج‌های روحی سخن می‌گوید. شاعر از هوس‌های بی‌پاسخ، طلبکار بودن معشوق، و ویرانی درونی خود می‌نالد و در نهایت به پذیرش سرنوشت تاریک خود می‌رسد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق، ناامیدی و رنج‌های روحی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد. همچنین، برخی از مفاهیم عرفانی و فلسفی آن نیاز به درک بالاتری از زندگی و احساسات دارد.

شماره ۳۴۹ - دارم هوس رخصت آهی و دگر هیچ

دارم هوس رخصت آهی و دگر هیچ
چون صورت چین از تو نگاهی و دگر هیچ ۱

در کشتنم از بس که طلبکار بهانه ست
کافی ست همین نام گناهی و دگر هیچ ۲

صد ره به دل خویش چو ویرانه گشودیم
خواهیم درآیی تو ز راهی و دگر هیچ ۳

ای خضر، کسی از تو ره چشمه نخواهد
ما را برسان بر سر چاهی و دگر هیچ ۴

از حاصل دنیاست قلندرصفتان را
چون شمع، همین ... رو کلاهی و دگر هیچ ۵

گتیم سلیم این همه در هند و ز عصیان
داریم همین روی سیاهی و دگر هیچ ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۲۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۴۸ - شیخ است و خودآرایی بسیار و دگر هیچ
گوهر بعدی:شماره ۳۵۰ - بیخودی از گل روی تو کند بلبل صبح
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.