هوش مصنوعی:
این متن بیانگر ناامیدی و ستمکشی افراد در برابر چرخهی ظالمانهی دنیاست. با وجود تلاشهایشان، همچنان در بند هستند و حتی کلیدهای نجاتشان شکسته شده است. شاعر از حقارت اهل دل شکایت دارد اما در عین حال بر رفعت همت خود تأکید میکند و افلاک را در برابر عظمت خود ناچیز میشمارد. در پایان، با هشدار به سلیما اشاره میکند که نگاههای مست میتواند خطرناک باشد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین ممکن است برخی از مضامین مانند ناامیدی و ستم نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب داشته باشد.
شماره ۳۶۰ - زین چرخ ستمکشان نرستند
زین چرخ ستمکشان نرستند
هرچند که همچو برق جستند ۱
حرفی ز گشاد، قفل ما زد
دندان کلید را شکستند ۲
منگر به حقارت اهل دل را
باری اینند هرچه هستند ۳
با رفعت قصر همت ما
افلاک چو سقف خاک پستند ۴
دزدیده نگاه کن سلیما
هشدار که آن دوچشم مستند ۵
هرچند که همچو برق جستند ۱
حرفی ز گشاد، قفل ما زد
دندان کلید را شکستند ۲
منگر به حقارت اهل دل را
باری اینند هرچه هستند ۳
با رفعت قصر همت ما
افلاک چو سقف خاک پستند ۴
دزدیده نگاه کن سلیما
هشدار که آن دوچشم مستند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵۹ - چند چون مرغ کسی بادیه پیما باشد؟
گوهر بعدی:شماره ۳۶۱ - سحر شد و دم تأثیر ناله می گذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.