هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ بیانگر احساسات شاعر دربارهی دوری از معشوق، ناتوانی در بیان تمامی احساسات، و مقایسهی وضعیت خود با دیگران است. شاعر از نرسیدن به آرزوها و کمبود کرم در جهان شکایت میکند، اما در نهایت به امید وصل با یار اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی موجود در شعر نیازمند درک و تجربهی کافی است که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد قابل درک میباشد.
شماره ۳۷۷ - قاصد، دیگر به تو کم می رسد
قاصد، دیگر به تو کم می رسد
نامه به مرغان حرم می رسد ۱
هر سخنانی که مرا در دل است
بعضی از آنها به قلم می رسد ۲
در ره شوقت ز پی رهروان
نقش قدم در دو قدم می رسد ۳
ما و سفالین قدح خویشتن
دست که بر ساغر جم می رسد؟ ۴
جام می محفل خونین دلان
ز آبله ی دست، به هم می رسد ۵
دست شهان چون ز کرم کوته است
دست که دیگر به کرم می رسد؟ ۶
دست به یاران نرسد گر سلیم
ما و ترا دست به هم می رسد ۷
نامه به مرغان حرم می رسد ۱
هر سخنانی که مرا در دل است
بعضی از آنها به قلم می رسد ۲
در ره شوقت ز پی رهروان
نقش قدم در دو قدم می رسد ۳
ما و سفالین قدح خویشتن
دست که بر ساغر جم می رسد؟ ۴
جام می محفل خونین دلان
ز آبله ی دست، به هم می رسد ۵
دست شهان چون ز کرم کوته است
دست که دیگر به کرم می رسد؟ ۶
دست به یاران نرسد گر سلیم
ما و ترا دست به هم می رسد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۶ - به غیر کار جفا آسمان نمی داند
گوهر بعدی:شماره ۳۷۸ - چشم من ناز توتیا نکشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.