هوش مصنوعی: این متن شعری است که از عشق، رنج، مرگ و مفاهیم عرفانی سخن می‌گوید. شاعر از غم و اندوه درونی، عشق سوزان، و مفاهیمی مانند مرگ و زندگی می‌نویسد. همچنین اشاراتی به مفاهیم مذهبی مانند روز قیامت و توبه دارد.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین برخی اشارات به مرگ و رنج ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

شماره ۳۸۸ - ز دل غبار به چشم پر آب می آید

ز دل غبار به چشم پر آب می آید
همین متاع ز ملک خراب می آید ۱

مپرس مرغ چمن را که سوخته ست ای گل؟
ز آتش تو چو بوی کباب می آید ۲

ز فوت تشنه لبان ره تو در گوشم
صدای گریه ز آواز آب می آید ۳

به روز حشر ترا دادخواه چندان است
که خون ما ز کجا در حساب می آید ۴

سوار چون شوی از باغ تا سربازار
گل پیاده ترا در رکاب می آید ۵

چراغ داغ ز عشق تو می شود روشن
به جوی زخم ز تیغ تو آب می آید ۶

علاج درد دل ما ز توست ای ساقی
کز آب دست تو بوی گلاب می آید ۷

ز شوق مرگ، نشاط از ملال نشناسم
که هوش نیست کسی را که خواب می آید ۸

سلیم این قدر از توبه ی تو می دانم
که از دهان تو بوی شراب می آید! ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۸۷ - تا از قبول عشق، سخن بهره مند شد
گوهر بعدی:شماره ۳۸۹ - از دل گله ی ما ره اظهار نداند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.