هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق، زیبایی، جوانی و فناپذیری زندگی سخن میگوید. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند "حسن سبز"، "سرو و بید" و "چراغ کشته"، به بیان احساسات عمیق و فلسفی خود میپردازد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی برای درک کامل دارند.
شماره ۳۹۱ - چو حسن سبز تمنای اهل دید بود
چو حسن سبز تمنای اهل دید بود
مباش گو به چمن گل چو سرو و بید بود ۱
به بزم شوق، پی آب خوردن دل ما
سفال سبز به از چینی سفید بود ۲
فلک چگونه گشاید دری به روی کسی
که هر ستاره ی او قفل بی کلید بود ۳
کدام فیض که در محفل محبت نیست
چراغ کشته ی این انجمن شهید بود ۴
ترا که فصل شباب است جام می مگذار
که می به دست جوانان حنای عید بود ۵
سلیم را ز جنون نیست بیم کشته شدن
که مست عشق ترا تیغ، برگ بید بود ۶
مباش گو به چمن گل چو سرو و بید بود ۱
به بزم شوق، پی آب خوردن دل ما
سفال سبز به از چینی سفید بود ۲
فلک چگونه گشاید دری به روی کسی
که هر ستاره ی او قفل بی کلید بود ۳
کدام فیض که در محفل محبت نیست
چراغ کشته ی این انجمن شهید بود ۴
ترا که فصل شباب است جام می مگذار
که می به دست جوانان حنای عید بود ۵
سلیم را ز جنون نیست بیم کشته شدن
که مست عشق ترا تیغ، برگ بید بود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۰ - می خورم خون که حنا آن کف پا می بوسد
گوهر بعدی:شماره ۳۹۲ - گل به غفلت ز گلستان جهان برخیزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.