هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از دیوانگی عشق و ناتوانی عقل در درک آن سخن میگوید. شاعر بیان میکند که عشق و دیوانگی آنچنان عمیق است که تنها دیوانگان میتوانند آن را درک کنند و عقلگرایان از فهم آن عاجزند. همچنین اشارهای به بیمهری دنیا و ارزش ناشناختهی دانایان دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً از سن 16 سالگی به بعد در افراد شکل میگیرد.
شماره ۳۹۵ - خراب نشأه ی آن لب، می و مینا نمی داند
خراب نشأه ی آن لب، می و مینا نمی داند
به راه شوق او خورشید سر از پا نمی داند ۱
گهی در کعبه مجنون، گاه در بتخانه می گردد
مگر دیوانه راه خانه ی لیلا نمی داند؟! ۲
حدیث ما به گوش عاقلان بیگانه می آید
که تا دیوانه نبود کس زبان ما نمی داند ۳
محبت در طلسم حیرتی دارد وجودم را
که مویم راه بیرون رفتن از اعضا نمی داند ۴
سلیم از چرخ اگر بی مهریی بینی، مشو غمگین
که قدر مردم دانا بجز دانا نمی داند ۵
به راه شوق او خورشید سر از پا نمی داند ۱
گهی در کعبه مجنون، گاه در بتخانه می گردد
مگر دیوانه راه خانه ی لیلا نمی داند؟! ۲
حدیث ما به گوش عاقلان بیگانه می آید
که تا دیوانه نبود کس زبان ما نمی داند ۳
محبت در طلسم حیرتی دارد وجودم را
که مویم راه بیرون رفتن از اعضا نمی داند ۴
سلیم از چرخ اگر بی مهریی بینی، مشو غمگین
که قدر مردم دانا بجز دانا نمی داند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۴ - ابر چشمم چون به عزم گریه دامان بشکند
گوهر بعدی:شماره ۳۹۶ - به کوی عشق اسیران به بوی یار روند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.