هوش مصنوعی:
این متن بیانگر حسرت و اندوه شاعر از دوری معشوق و ناامیدی از زندگی است. او از درد فراق، ناامیدی از بهبودی، و بیثباتی دنیا سخن میگوید و با استفاده از استعارههای زیبا مانند موسیقار، گلشن، و باده، احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم مانند ناامیدی و درد نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی برای درک دارند.
شماره ۳۹۷ - ازین حسرت که دور از دامن دلدار می ماند
ازین حسرت که دور از دامن دلدار می ماند
ز شیون پنجه ی دستم به موسیقار می ماند ۱
درین گلشن کسی را چون امید عافیت باشد؟
که رنگ گل به رنگ مردم بیمار می ماند ۲
بهای باده را پیر مغان گر جنس می گیرد
نه سر چون صبح مستان را و نه دستار می ماند ۳
سخن در وصف زلفش خیزد از روی سخن، آری
حدیث طره ی خوبان به حرف مار می ماند ۴
تماشای گلم بی او سلیم از بس خلد بر دل
نگه در چشم خونبارم به نوک خار می ماند ۵
ز شیون پنجه ی دستم به موسیقار می ماند ۱
درین گلشن کسی را چون امید عافیت باشد؟
که رنگ گل به رنگ مردم بیمار می ماند ۲
بهای باده را پیر مغان گر جنس می گیرد
نه سر چون صبح مستان را و نه دستار می ماند ۳
سخن در وصف زلفش خیزد از روی سخن، آری
حدیث طره ی خوبان به حرف مار می ماند ۴
تماشای گلم بی او سلیم از بس خلد بر دل
نگه در چشم خونبارم به نوک خار می ماند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۶ - به کوی عشق اسیران به بوی یار روند
گوهر بعدی:شماره ۳۹۸ - بی لب او باده بر طبع ایاغم می خورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.