هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از درد فراق، عشق نافرجام و رنجهای زندگی سخن میگوید. شاعر از بیقراری، مستی و رنجهای عشق مینالد و به مفاهیمی مانند قربانی شدن (مانند منصور حلاج) و پذیرش رنجهای عشق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان کمسال ممکن است دشوار باشد. همچنین اشاره به مفاهیمی مانند قربانی شدن و رنجهای عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۹۸ - بی لب او باده بر طبع ایاغم می خورد
بی لب او باده بر طبع ایاغم می خورد
نکهت گل بی رخ او بر دماغم می خورد ۱
در طریق عشقبازی هر کجا پروانه ای ست
سرمه ی خاموشی از دود چراغم می خورد ۲
مست می خواهد که گل بر بار باشد صبح و شام
لاله خون از دست گلچینان باغم می خورد ۳
جور بخت تیره را از من درین وادی مپرس
در زمان زندگی دیدم که زاغم می خورد ۴
دشمنی دارد مداوا با جراحت های من
گر به دست پنبه افتد، خون داغم می خورد ۵
تا قیامت روی هشیاری نمی بیند سلیم
هرکه چون منصور، رشحی از ایاغم می خورد ۶
نکهت گل بی رخ او بر دماغم می خورد ۱
در طریق عشقبازی هر کجا پروانه ای ست
سرمه ی خاموشی از دود چراغم می خورد ۲
مست می خواهد که گل بر بار باشد صبح و شام
لاله خون از دست گلچینان باغم می خورد ۳
جور بخت تیره را از من درین وادی مپرس
در زمان زندگی دیدم که زاغم می خورد ۴
دشمنی دارد مداوا با جراحت های من
گر به دست پنبه افتد، خون داغم می خورد ۵
تا قیامت روی هشیاری نمی بیند سلیم
هرکه چون منصور، رشحی از ایاغم می خورد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۲۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۷ - ازین حسرت که دور از دامن دلدار می ماند
گوهر بعدی:شماره ۳۹۹ - شد بهار و شمع با گل آشنایی می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.