هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از مضامین مختلفی مانند بهار، آشنایی، جدایی، عشق، تقدیر و رابطهی انسان با طبیعت و خدا سخن میگوید. شاعر از تصاویر نمادین مانند شمع، گل، تپانچه، شراب، و عنقا استفاده کرده تا مفاهیم عمیقتری را بیان کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از نمادهایی مانند تپانچه و شراب نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۹۹ - شد بهار و شمع با گل آشنایی می کند
شد بهار و شمع با گل آشنایی می کند
آشنایی از برای روشنایی می کند ۱
با تپانچه می توان تا چند رو را سرخ داشت؟
چهره را لعلی شراب کهربایی می کند ۲
با کسی الفت مکن هرگز که یاران را فلک
آشنا با یکدگر بهر جدایی می کند ۳
هیچ صید از پنجه ی خونین صیادی ندید
با دل من آنچه آن دست حنایی می کند ۴
آنکه دل بر صحبت عمر سبکرو بسته است
خواب خوش در سایه ی مرغ هوایی می کند ۵
هرکه می خواهد به تنهایی کند شهرت سلیم
همچو عنقا دخل در کار خدایی می کند ۶
آشنایی از برای روشنایی می کند ۱
با تپانچه می توان تا چند رو را سرخ داشت؟
چهره را لعلی شراب کهربایی می کند ۲
با کسی الفت مکن هرگز که یاران را فلک
آشنا با یکدگر بهر جدایی می کند ۳
هیچ صید از پنجه ی خونین صیادی ندید
با دل من آنچه آن دست حنایی می کند ۴
آنکه دل بر صحبت عمر سبکرو بسته است
خواب خوش در سایه ی مرغ هوایی می کند ۵
هرکه می خواهد به تنهایی کند شهرت سلیم
همچو عنقا دخل در کار خدایی می کند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۸ - بی لب او باده بر طبع ایاغم می خورد
گوهر بعدی:شماره ۴۰۰ - زاهد امشب تا سحر با ما شراب ناب زد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.