هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند شراب ناب، عشق، دیوانگی، قناعت، و رهایی از غم سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند ساغر، محراب، خاکستر سنجاب، و گرداب، حالات روحی و عرفانی خود را بیان می‌کند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم فلسفی مانند عقل و دیوانگی، زندگی و مرگ، و بهشت و جهنم دارد.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و اشارات به شراب و دیوانگی ممکن است نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری برای درک کامل داشته باشد.

شماره ۴۰۰ - زاهد امشب تا سحر با ما شراب ناب زد

زاهد امشب تا سحر با ما شراب ناب زد
ساغری هر دم به طاق ابروی محراب زد ۱

آنکه از عقل است جایش بر سر مسند، چرا
تکیه چون دیوانه بر خاکستر سنجاب زد؟ ۲

خاک بادا بر سرش، نام قناعت گر برد
چون صدف آن کس که نان خشک خود بر آب زد ۳

همچو جام مجلس مستان سرم در گردش است
کشتی ام از بس ز شادی چرخ در گرداب زد ۴

شد بهشت و جوی شیر او را درین عالم نصیب
در خیابان چمن، می هرکه در مهتاب زد ۵

در غمت روزی که افکندم دو عالم را ز چشم
بار اول پشت پا مژگان من بر خواب زد ۶

تیغ او پیش از اجل می سازدم از غم خلاص
راه پل دور است، می باید مرا بر آب زد ۷

بس که شب بگریستم دور از گل آن رو سلیم
هر که صبحم بر سر آمد، غوطه در خوناب زد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۹۹ - شد بهار و شمع با گل آشنایی می کند
گوهر بعدی:شماره ۴۰۱ - سیل ویرانی ز کنج خانه ی ما می برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.