هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام، رنجش، و احساس طردشدگی سخن میگوید. شاعر از معشوقی گله دارد که او را از خود رانده، و دلش همچون صیدی فریبخورده در راه اوست. چرخ روزگار نیز دشمنانه او را از کوی معشوق میراند. در ابیات پایانی، شاعر از بیماری عشق و نزدیکی مرگ میگوید، و اشارهای به شکستن توبه و غرق شدن در شراب دارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و رنجهای عاطفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و همچنین اشارهای غیرمستقیم به مصرف شراب دارد که مناسب گروههای سنی پایین نیست.
شماره ۴۰۲ - مرا ز بزم خود آن پر عتاب می راند
مرا ز بزم خود آن پر عتاب می راند
چو سایه کز بر خود آفتاب می راند ۱
چنان به راه تو صید فریب گشته دلم
که هر نسیم چو موجم به آب می راند ۲
چه دشمنی ست ندانم که باز گردش چرخ
مرا ز کوی تو چون آفتاب می راند ۳
مریض عشقم و دایم اجل به بالینم
نشسته و مگس از من به خواب می راند ۴
سلیم توبه شکن شد دگر هوای بهار
نسیم کشتی ما در شراب می راند ۵
چو سایه کز بر خود آفتاب می راند ۱
چنان به راه تو صید فریب گشته دلم
که هر نسیم چو موجم به آب می راند ۲
چه دشمنی ست ندانم که باز گردش چرخ
مرا ز کوی تو چون آفتاب می راند ۳
مریض عشقم و دایم اجل به بالینم
نشسته و مگس از من به خواب می راند ۴
سلیم توبه شکن شد دگر هوای بهار
نسیم کشتی ما در شراب می راند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۱ - سیل ویرانی ز کنج خانه ی ما می برد
گوهر بعدی:شماره ۴۰۳ - درد ما خسته دلان تن به مداوا ندهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.