هوش مصنوعی: این متن شعری است که از دردهای عاطفی و ناامیدی‌های عاشقانه سخن می‌گوید. شاعر از ناکامی‌های خود در عشق و زندگی می‌نالد و به تصاویر طبیعت و اسطوره‌ها (مانند یوسف و زلیخا) برای بیان احساساتش استفاده می‌کند. همچنین، اشاره‌هایی به آزادی و اسارت (مرغان قفس) و دوگانگی در زندگی دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر دشوار است. همچنین، برخی از اشارات اسطوره‌ای و تمثیل‌های پیچیده ممکن است برای سنین پایین‌تر نامفهوم باشد.

شماره ۴۰۳ - درد ما خسته دلان تن به مداوا ندهد

درد ما خسته دلان تن به مداوا ندهد
صندل آن به که دگر دردسر ما ندهد ۱

دلم از نقش تو در سینه تسلی نشود
کام مرغان قفس را گل دیبا ندهد ۲

سخت کاری ست به سر بردن مجنون در شهر
به که دیوانه ز کف دامن صحرا ندهد ۳

هر کجا حسن تو از چهره نقاب اندازد
فرصت دیدن یوسف به زلیخا ندهد ۴

در چمن بیند اگر جلوه ی بالای ترا
ریشه سرو دگر آب به بالا ندهد ۵

گر دو رنگی نکند در چمن دهر سلیم
باغبان آب به شاخ گل رعنا ندهد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۰۲ - مرا ز بزم خود آن پر عتاب می راند
گوهر بعدی:شماره ۴۰۴ - جا به هر دل که گرفت او، دگر از جا نرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.