هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، به موضوعاتی مانند عشق، مینوشی، مستی، و انتقاد از زهد خشک میپردازد. شاعر از لذت نوشیدن شراب و همراهی با یاران سخن میگوید و زاهد را به باد انتقاد میگیرد. همچنین، اشاراتی به بیثباتی دنیا و لذتهای زودگذر دارد.
رده سنی:
18+
اشاره به مصرف شراب و مفاهیم عرفانی پیچیده که ممکن است برای مخاطبان جوان نامناسب یا نامفهوم باشد.
شماره ۴۰۶ - می حرام محتسب بادا که بی ما می خورد!
می حرام محتسب بادا که بی ما می خورد!
دارد آب زندگی چون خضر و تنها می خورد ۱
گر نسیمی بر بساط عشرت ما بگذرد
شیشه ها بر یکدگر چون موج دریا می خورد ۲
می شوم مست از در میخانه هرگه بگذرم
همچو شاخ گل، دلم آب از کف پا می خورد ۳
از پریشانی نباشد اضطراب عاشقان
شعله گر لرزد، نپنداری که سرما می خورد! ۴
حرف با حرف آشنا گر شد، جدل در کار نیست
دست بوسی کن به یاران، پا چو بر پا می خورد ۵
دیده بودی هرگز ای زاهد می گلگون به خواب؟
هر که با ما می شود همراه، اینها می خورد ۶
بس که افتاده ست در کار جهان کاهل سلیم
می کند امروز می در جام و فردا می خورد ۷
دارد آب زندگی چون خضر و تنها می خورد ۱
گر نسیمی بر بساط عشرت ما بگذرد
شیشه ها بر یکدگر چون موج دریا می خورد ۲
می شوم مست از در میخانه هرگه بگذرم
همچو شاخ گل، دلم آب از کف پا می خورد ۳
از پریشانی نباشد اضطراب عاشقان
شعله گر لرزد، نپنداری که سرما می خورد! ۴
حرف با حرف آشنا گر شد، جدل در کار نیست
دست بوسی کن به یاران، پا چو بر پا می خورد ۵
دیده بودی هرگز ای زاهد می گلگون به خواب؟
هر که با ما می شود همراه، اینها می خورد ۶
بس که افتاده ست در کار جهان کاهل سلیم
می کند امروز می در جام و فردا می خورد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۵ - با لطف ساعدت ید بیضا نمی رسد
گوهر بعدی:شماره ۴۰۷ - دلم آشفتگی در کار هرکس دید، می لرزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.