هوش مصنوعی:
این متن شعری است که احساسات عمیق و آشفتهای مانند عشق، رنج، ترس و حسادت را بیان میکند. شاعر از تشبیهات زیبایی مانند لرزش دل خورشید، موج رشک و لرزش دل بهعنوان شمع استفاده کرده است. همچنین، به مفاهیمی مانند ناتوانی در برابر دشمن و گرمای عشق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و استعاری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و حسادت نیاز به بلوغ ذهنی برای درک کامل دارند.
شماره ۴۰۷ - دلم آشفتگی در کار هرکس دید، می لرزد
دلم آشفتگی در کار هرکس دید، می لرزد
چو شمع صبح می میرد، دل خورشید می لرزد ۱
گدای عشق خون دل چو در پیمانه می ریزد
ز موج رشک، می در ساغر جمشید می لرزد ۲
شکوهی ناتوانان را به چشم خصم می باشد
ز بیم سینه ام خنجر چو برگ بید می لرزد ۳
ز بوی پیرهن بردن زلیخا آنچنان داغ است
که چون برگ گل از هرجا نسیمی دید می لرزد ۴
سلیم از وصل او آسایشی حاصل نشد ما را
درون سینه دل نوعی که می لرزید، می لرزد ۵
چو شمع صبح می میرد، دل خورشید می لرزد ۱
گدای عشق خون دل چو در پیمانه می ریزد
ز موج رشک، می در ساغر جمشید می لرزد ۲
شکوهی ناتوانان را به چشم خصم می باشد
ز بیم سینه ام خنجر چو برگ بید می لرزد ۳
ز بوی پیرهن بردن زلیخا آنچنان داغ است
که چون برگ گل از هرجا نسیمی دید می لرزد ۴
سلیم از وصل او آسایشی حاصل نشد ما را
درون سینه دل نوعی که می لرزید، می لرزد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۶۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۶ - می حرام محتسب بادا که بی ما می خورد!
گوهر بعدی:شماره ۴۰۸ - شد بهار و باغبان دیگر در دکان گشود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.