هوش مصنوعی:
این شعر بهاری از بهار و گلفروشی میگوید که با آمدن بهار، گلها شکوفا میشوند و طبیعت جان میگیرد. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای پراحساس، زیباییهای طبیعت و احساسات خود را بیان میکند. همچنین، اشاراتی به عشق و حیرت در برابر نیرنگهای آن دارد.
رده سنی:
15+
این شعر دارای مفاهیم عمیق و استعارههای ادبی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند عشق و نیرنگهای آن برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۴۰۸ - شد بهار و باغبان دیگر در دکان گشود
شد بهار و باغبان دیگر در دکان گشود
مایه ی خود گلفروش از گوشه ی دامان گشود ۱
گل چنان آیینه ای افروخت کز شوق سخن
بیضه ی طوطی دهن چون پسته ی خندان گشود ۲
جز به دریابار چشم من نشیمن کی کند
بال موج از هر کجا مرغابی طوفان گشود ۳
آسمان و اخترانش بین، ولی از کار من
کافرم گر یک گره با این همه دندان گشود ۴
حیرتم بر عشق پر نیرنگ می آید سلیم
کز کلید باغ بر رویم در زندان گشود ۵
مایه ی خود گلفروش از گوشه ی دامان گشود ۱
گل چنان آیینه ای افروخت کز شوق سخن
بیضه ی طوطی دهن چون پسته ی خندان گشود ۲
جز به دریابار چشم من نشیمن کی کند
بال موج از هر کجا مرغابی طوفان گشود ۳
آسمان و اخترانش بین، ولی از کار من
کافرم گر یک گره با این همه دندان گشود ۴
حیرتم بر عشق پر نیرنگ می آید سلیم
کز کلید باغ بر رویم در زندان گشود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۷ - دلم آشفتگی در کار هرکس دید، می لرزد
گوهر بعدی:شماره ۴۰۹ - باغبان خلد از گلزار ما گل می برد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.