هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از نمادهای مختلف مانند یوسف، پروانه، صبا و باغ برای بیان مفاهیم عشق، امید و رنج استفاده میکند. شاعر با اشاره به داستان یوسف و زلیخا و همچنین تشبیه خود به پروانهای که در عشق میسوزد، احساسات عمیق و مشتاقانه خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۳۹ - کاروانی دگر از مصر هوس می آید
کاروانی دگر از مصر هوس می آید
مژده ی یوسفی از بانگ جرس می آید ۱
طالع شهرت پروانه بلا شد در عشق
ورنه بی تابی او از همه کس می آید ۲
چون صبا بوی سر زلف تو آرد گستاخ
سرزده تا به دلم همچو نفس می آید ۳
کرده محرومی باغم به اسیری خشنود
زان که بوی چمن از چوب قفس می آید ۴
ناامیدی روش اهل طلب نیست سلیم
از هما آنچه نیاید، از مگس می آید ۵
مژده ی یوسفی از بانگ جرس می آید ۱
طالع شهرت پروانه بلا شد در عشق
ورنه بی تابی او از همه کس می آید ۲
چون صبا بوی سر زلف تو آرد گستاخ
سرزده تا به دلم همچو نفس می آید ۳
کرده محرومی باغم به اسیری خشنود
زان که بوی چمن از چوب قفس می آید ۴
ناامیدی روش اهل طلب نیست سلیم
از هما آنچه نیاید، از مگس می آید ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۸ - گل ز بویت در گلستان لاف شاهی می زند
گوهر بعدی:شماره ۴۴۰ - عنان شکوه را در بزم او دست ادب پیچد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.