هوش مصنوعی:
این متن شعری است که درد و رنج عاشقانه و تنهایی شاعر را بیان میکند. شاعر از عشق فشرده و دردناک خود میگوید که مانند پیراهن کبود شده است. او از مرگ و عزای خود سخن میگوید و از نداشتن همدم و همراه شکایت دارد. همچنین، به مقایسه خود با مجنون و لیلی پرداخته و از رنجهای عاشقانه مینویسد. در پایان، از تعجب خود درباره کبودی چشمش سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و غمگین است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مرگ و رنجهای عاطفی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۵۵ - تنها من ضعیف ندارم بدن کبود
تنها من ضعیف ندارم بدن کبود
عشقم چنان فشرده که شد پیرهن کبود ۱
گر بعد مرگ بنگری، از سنگ حادثات
چون لاجورد سوده بود خاک من کبود ۲
جز من کسی کجاست که گیرد عزای من
همدم! به روز مرگ مرا کن کفن کبود ۳
مجنون خسته، سنگ برای تو می خورد
لیلی! ترا برای چه گردیده تن کبود؟ ۴
هرگز مرا به چشم نیاید فلک سلیم
در حیرتم که از چه بود چشم من کبود ۵
عشقم چنان فشرده که شد پیرهن کبود ۱
گر بعد مرگ بنگری، از سنگ حادثات
چون لاجورد سوده بود خاک من کبود ۲
جز من کسی کجاست که گیرد عزای من
همدم! به روز مرگ مرا کن کفن کبود ۳
مجنون خسته، سنگ برای تو می خورد
لیلی! ترا برای چه گردیده تن کبود؟ ۴
هرگز مرا به چشم نیاید فلک سلیم
در حیرتم که از چه بود چشم من کبود ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۵۴ - عاشق پرشکوه خاموش از تغافل می شود
گوهر بعدی:شماره ۴۵۶ - ز می به آب فتادن مرا زیان دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.