هوش مصنوعی:
این شعر از همای شوق و همت سخن میگوید و بر قناعت و پرهیز از آسودگی تأکید دارد. همچنین، به دردهای عشق و اسارت اشاره میکند و از آزادی به عنوان ارزشی والا یاد مینماید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و اسارت نیاز به بلوغ فکری دارند.
شماره ۴۶۴ - همای شوق من بر قاف همت آشیان دارد
همای شوق من بر قاف همت آشیان دارد
قناعت می کند تا در تن خود استخوان دارد ۱
حذر از بستر آسودگی کن گر غمی داری
دل مجروح را بوی گل دیبا زیان دارد ۲
گره نگشاید از پیشانی ما ناخن عشرت
که ابروی اسیران تو چین در استخوان دارد ۳
فلک از بیم پیرامون نگردد کشته ی او را
چو شیرخفته ای کز هیبت خود پاسبان دارد ۴
پس از مردن سلیم از عشق آزادی مگر یابد
نیفتد بر کناری تا غریق بحر جان دارد ۵
قناعت می کند تا در تن خود استخوان دارد ۱
حذر از بستر آسودگی کن گر غمی داری
دل مجروح را بوی گل دیبا زیان دارد ۲
گره نگشاید از پیشانی ما ناخن عشرت
که ابروی اسیران تو چین در استخوان دارد ۳
فلک از بیم پیرامون نگردد کشته ی او را
چو شیرخفته ای کز هیبت خود پاسبان دارد ۴
پس از مردن سلیم از عشق آزادی مگر یابد
نیفتد بر کناری تا غریق بحر جان دارد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۶۳ - چشم پر افسون او سحرآفرینی می کند
گوهر بعدی:شماره ۴۶۵ - دلم آسوده شد تا در خم زلفش مکان دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.