هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و غنایی، توصیفی شاعرانه از عشق و دلبستگی است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای ظریف، حالات عاشقانه، درد فراق و امید به وصال را بیان میکند. ابیات مملو از اشارات به زیبایی معشوق، آشفتگی عاشق و شبهای سیاه دوری هستند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین درک کامل زیباییهای ادبی متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۷۴ - به دست آیینه از عکس رخش گلدسته را ماند
به دست آیینه از عکس رخش گلدسته را ماند
ز شانه زلف او هندوی ترکش بسته را ماند ۱
پریشانی ز شوق طره ی آشفته ای دارد
حدیث من که عقد گوهر بگسسته را ماند ۲
شدم آسوده تا بر یاد او چشم از جهان بستم
به چشم من خیالش زخم مرهم بسته را ماند ۳
مگر از صبح محشر روزن من روشنی یابد
که شب های سیاهم ابروی پیوسته را ماند ۴
سلیم او را به جای خویش آوردن نه آسان است
دل آواره ی من عضو از جا جسته را ماند ۵
ز شانه زلف او هندوی ترکش بسته را ماند ۱
پریشانی ز شوق طره ی آشفته ای دارد
حدیث من که عقد گوهر بگسسته را ماند ۲
شدم آسوده تا بر یاد او چشم از جهان بستم
به چشم من خیالش زخم مرهم بسته را ماند ۳
مگر از صبح محشر روزن من روشنی یابد
که شب های سیاهم ابروی پیوسته را ماند ۴
سلیم او را به جای خویش آوردن نه آسان است
دل آواره ی من عضو از جا جسته را ماند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۳ - از گریبان سر نیاوردم برون تا چاک شد
گوهر بعدی:شماره ۴۷۵ - چو آیینه خیالش در دلم بسیار می گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.