هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و تأثیرات آن بر روح و روان انسان سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند آیینه، تذرو (پرندهای زیبا)، و سیل، عشق را به عنوان نیرویی توصیف میکند که میتواند سختیها را نرم و مشکلات را هموار کند. همچنین، شعر به تضاد بین ظاهر و باطن، و نقد زاهدانی که به ظاهر توجه میکنند، اشاره دارد.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
شماره ۴۷۵ - چو آیینه خیالش در دلم بسیار می گردد
چو آیینه خیالش در دلم بسیار می گردد
تذروی در میان سبزه ی زنگار می گردد ۱
رهی می باشد از دل ها به سوی یکدگر، اما
اگر آید غباری در میان دیوار می گردد ۲
اگر داری درشتی در مزاج خویش، عاشق شو
که هرجا سیل را افتد گذر، هموار می گردد ۳
تنی داری که می میرد برای جامه، ای زاهد
سری داری که بر گرد سر دستار می گردد ۴
سلیم از گریه ی من آنچنان گل شد سر کویش
که تا پیدا کند خاکی سرم بسیار می گردد ۵
تذروی در میان سبزه ی زنگار می گردد ۱
رهی می باشد از دل ها به سوی یکدگر، اما
اگر آید غباری در میان دیوار می گردد ۲
اگر داری درشتی در مزاج خویش، عاشق شو
که هرجا سیل را افتد گذر، هموار می گردد ۳
تنی داری که می میرد برای جامه، ای زاهد
سری داری که بر گرد سر دستار می گردد ۴
سلیم از گریه ی من آنچنان گل شد سر کویش
که تا پیدا کند خاکی سرم بسیار می گردد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۷۴ - به دست آیینه از عکس رخش گلدسته را ماند
گوهر بعدی:شماره ۴۷۶ - خون بی تابان به محشر نیست بی گفت و شنید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.