هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر عشق و شوق فراوان به معشوق است. شاعر از شدت عشق و هیجان خود میگوید که حتی چشمانش گنجایش نگاه مشتاقانه به معشوق را ندارد و دلش از ذوق تماشای معشوق چنان پر است که جای هیچ غم دیگری نیست. او از اضطراب و بیقراری خود سخن میگوید و تشبیههای زیبایی مانند گردباد و آیینه در گلخن را به کار میبرد تا عمق احساساتش را نشان دهد.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد.
شماره ۴۸۵ - نگاه از شوق دیدارت به چشم من نمی گنجد
نگاه از شوق دیدارت به چشم من نمی گنجد
چراغی کز تو روشن شد درو روغن نمی گنجد ۱
هوای دامن صحرا چنانم مضطرب دارد
که همچون گردبادم پای در دامن نمی گنجد ۲
سفر کردن به سوی دوستان ذوق دگر دارد
نسیم مصر از شادی به پیراهن نمی گنجد ۳
دلی دارم من دیوانه از ذوق تماشایت
که چون آیینه ی خورشید در گلخن نمی گنجد ۴
درون غنچه می گنجید بوی گل، ولی اکنون
ز بس رسوا شد از شوق تو، در گلشن نمی گنجد ۵
سلیم از بخیه زخم من ندارد قسمتی، آری
دلم از بس پر است از غم، درو سوزن نمی گنجد ۶
چراغی کز تو روشن شد درو روغن نمی گنجد ۱
هوای دامن صحرا چنانم مضطرب دارد
که همچون گردبادم پای در دامن نمی گنجد ۲
سفر کردن به سوی دوستان ذوق دگر دارد
نسیم مصر از شادی به پیراهن نمی گنجد ۳
دلی دارم من دیوانه از ذوق تماشایت
که چون آیینه ی خورشید در گلخن نمی گنجد ۴
درون غنچه می گنجید بوی گل، ولی اکنون
ز بس رسوا شد از شوق تو، در گلشن نمی گنجد ۵
سلیم از بخیه زخم من ندارد قسمتی، آری
دلم از بس پر است از غم، درو سوزن نمی گنجد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۴ - برگ عیشی قسمت ما نیست در بستان هند
گوهر بعدی:شماره ۴۸۶ - رفت اشکم که سری بر گذر یار کشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.