هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از حالات عاشقانه و مستی خود سخن میگوید. او از شکار، طبیعت، و احساسات خود مانند شوق و عشق یاد میکند. همچنین، اشارههایی به مفاهیمی مانند فتنه، بهار، و جنون دارد که نشاندهندهی حالات درونی پیچیدهی شاعر است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات مانند مستی و فتنه نیاز به سطحی از بلوغ فکری برای تفسیر دارند.
شماره ۴۹۰ - چون مست من سوار به عزم شکار شد
چون مست من سوار به عزم شکار شد
شیر از پی گریز به آهو سوار شد! ۱
بر من گذشت سروی و از شوق دامنش
همچون چنار دست من از کاروبار شد ۲
می را بود به خون سیاووش نسبتی
هرجا که فتنه ای ست ازو آشکار شد ۳
بالید چون حباب تن ناتوان من
آب و هوای میکده ام سازگار شد ۴
در نافه مشک کهنه چو شد، خاک می شود
در دیده ام خیال خط او غبار شد ۵
دیگر سلیم موسم شور جنون رسید
دیوانه مژده باد که فصل بهار شد! ۶
شیر از پی گریز به آهو سوار شد! ۱
بر من گذشت سروی و از شوق دامنش
همچون چنار دست من از کاروبار شد ۲
می را بود به خون سیاووش نسبتی
هرجا که فتنه ای ست ازو آشکار شد ۳
بالید چون حباب تن ناتوان من
آب و هوای میکده ام سازگار شد ۴
در نافه مشک کهنه چو شد، خاک می شود
در دیده ام خیال خط او غبار شد ۵
دیگر سلیم موسم شور جنون رسید
دیوانه مژده باد که فصل بهار شد! ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۸۹ - همچو شمعم آتش از مژگان به دامن می چکد
گوهر بعدی:شماره ۴۹۱ - ز دام عشق کی آزادی ام هوس باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.