هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، طبیعت، و زندگی سخن میگوید. او از دام عشق، زیباییهای طبیعت مانند بهار و گلها، و همچنین از می و مینوشی یاد میکند. در نهایت، شاعر به توبه از می اشاره میکند اما همچنان در بزم به دنبال جام می است.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیمی مانند عشق، شراب و توبه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، درک عمیقتر این مفاهیم نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۹۱ - ز دام عشق کی آزادی ام هوس باشد
ز دام عشق کی آزادی ام هوس باشد
که رخنه در دلم از رخنه ی قفس باشد ۱
چه می کند چمن عیش ما بهاری را
که همچو فصل گل صبح، یک نفس باشد ۲
درین چمن چه کنی فکر آشیان که درو
بنفشه را سر پرواز چون مگس باشد ۳
ز بخت خویش چه نقصان که نیست در کارم
چو می فروش که همسایه ی عسس باشد ۴
سلیم توبه ز می کرده ام، ولی در بزم
کسی که می دهدم جام، تا چه کس باشد ۵
که رخنه در دلم از رخنه ی قفس باشد ۱
چه می کند چمن عیش ما بهاری را
که همچو فصل گل صبح، یک نفس باشد ۲
درین چمن چه کنی فکر آشیان که درو
بنفشه را سر پرواز چون مگس باشد ۳
ز بخت خویش چه نقصان که نیست در کارم
چو می فروش که همسایه ی عسس باشد ۴
سلیم توبه ز می کرده ام، ولی در بزم
کسی که می دهدم جام، تا چه کس باشد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۰ - چون مست من سوار به عزم شکار شد
گوهر بعدی:شماره ۴۹۲ - دلم چون هاله دامی از پی صید مهی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.