هوش مصنوعی:
این شعر از حسرت و ناامیدی شاعر نسبت به زندگی و شرایط اجتماعی میگوید. شاعر از بیعدالتی، تلخیهای زندگی، و نبود فرصتهای مناسب برای رشد و کمال در وطن خود شکایت دارد. همچنین، او از رفتارهای نادرست اطرافیان و رسواییهای اجتماعی انتقاد میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و انتقادی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و حسرت نیاز به بلوغ فکری دارند تا به درستی درک شوند.
شماره ۴۹۵ - تیغ ما آلوده ی خون کسی از کین نشد
تیغ ما آلوده ی خون کسی از کین نشد
فتح شد روی زمین و توسن ما زین نشد ۱
انجمن خندد ز بس بر گریه ی مستانه ام
نیست یک ساغر که همچون باده لب شیرین نشد ۲
حاصل فغفور را دادم به چینی، تا مگر
در بساط من نباشد کاسه ی چوبین، نشد ۳
ناصح اظهار جنونم بهر شهرت می کند
پرده ی رسوایی گل، دامن گلچین نشد ۴
نیست در ایران زمین، سامان تحصیل کمال
تا نیامد سوی هندستان حنا رنگین نشد ۵
تلخکامی بین که در غمخانه ی دنیا سلیم
هرگزم از شهد عمر خود لبی شیرین نشد ۶
فتح شد روی زمین و توسن ما زین نشد ۱
انجمن خندد ز بس بر گریه ی مستانه ام
نیست یک ساغر که همچون باده لب شیرین نشد ۲
حاصل فغفور را دادم به چینی، تا مگر
در بساط من نباشد کاسه ی چوبین، نشد ۳
ناصح اظهار جنونم بهر شهرت می کند
پرده ی رسوایی گل، دامن گلچین نشد ۴
نیست در ایران زمین، سامان تحصیل کمال
تا نیامد سوی هندستان حنا رنگین نشد ۵
تلخکامی بین که در غمخانه ی دنیا سلیم
هرگزم از شهد عمر خود لبی شیرین نشد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۴۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۴ - جلوه را زیور نباید چون به آیین می رود
گوهر بعدی:شماره ۴۹۶ - اگر دریا ز اشکم دم زند، آشوب می خواهد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.