هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از درد فراق و عشق سخن میگوید. شاعر از صبر در برابر درد عشق، زیبایی معشوق، و احساسات عمیق خود مینویسد. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند سماع و نیاز به معشوق دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارند.
شماره ۵۳۱ - صبرم از درد تو تکلیف مداوا می کند
صبرم از درد تو تکلیف مداوا می کند
از سر زلف تو دل را چون گره وا می کند ۱
همچو فرهادی نخواهی یافت ای شیرین، ولی
چون تویی را او ز سنگ خاره پیدا می کند ۲
هر نفس در صحبت احباب، عید دیگر است
موج ازان هردم بغل گیری به دریا می کند ۳
زین طرف عجز و نیاز و زان طرف دشنام و ناز
در میان ما و او قاصد تماشا می کند! ۴
می شمارد داغ های سینه ام را آسمان
شیشه ی ساعت حساب ریگ صحرا می کند ۵
پوست بیش از خرقه دارد بخیه در اندام من
تیغ مژگان با اسیران تو اینها می کند ۶
در سماع آیم ز ذوق رقص او من هم سلیم
گردبادی تا به صحرا دست بالا می کند ۷
از سر زلف تو دل را چون گره وا می کند ۱
همچو فرهادی نخواهی یافت ای شیرین، ولی
چون تویی را او ز سنگ خاره پیدا می کند ۲
هر نفس در صحبت احباب، عید دیگر است
موج ازان هردم بغل گیری به دریا می کند ۳
زین طرف عجز و نیاز و زان طرف دشنام و ناز
در میان ما و او قاصد تماشا می کند! ۴
می شمارد داغ های سینه ام را آسمان
شیشه ی ساعت حساب ریگ صحرا می کند ۵
پوست بیش از خرقه دارد بخیه در اندام من
تیغ مژگان با اسیران تو اینها می کند ۶
در سماع آیم ز ذوق رقص او من هم سلیم
گردبادی تا به صحرا دست بالا می کند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳۰ - خنده ی شوخ تو فرصت به تغافل ندهد
گوهر بعدی:شماره ۵۳۲ - دل بی لبت شکفته به ساغر نمی شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.