هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد عشق و رنج‌های ناشی از آن سخن می‌گوید. او احساس می‌کند که عشق مانند آتش به جان و بال‌هایش زده است و جهان را تیره و تار کرده. شاعر خود را مانند پروانه‌ای می‌داند که در آتش عشق سوخته و مانند بلبلی ناتوان است که حتی گل‌ها نیز به او خنجر می‌زنند. در نهایت، عشق تمام وجودش را زیر پا گذاشته است.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان شاعرانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۵۳۴ - دگر عشق بر جان غم پرورم زد

دگر عشق بر جان غم پرورم زد
چو پروانه آتش به بال و پرم زد ۱

جهان تیره گردید، گویا ز غفلت
صبا پشت پایی به خاکسترم زد ۲

چو گل گشت دستارم آشفته بر سر
ز بس بی رخ او جنون بر سرم زد ۳

من آن بلبل عاجز ناتوانم
که سوسن درین باغ با خنجرم زد ۴

دل و دین و هوش مرا کرد پامال
سلیم آن سواری که بر لشکرم زد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۳۱۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۳۳ - نهال ما که چو نی پر ز بند می روید
گوهر بعدی:شماره ۵۳۵ - کرشمه ی تو اگر دست از شراب کشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.