هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به بیان احساسات و تجربیات معنوی و عاشقانه میپردازد. شاعر از بینیازی عارفان، آزادی، مهر و محبت، و درد عشق سخن میگوید و با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند هلال، شعله، و تار زلف، احساسات خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۵۴۵ - بی نیازی عارفان را کارسازی می کند
بی نیازی عارفان را کارسازی می کند
سرو از آزادی خود سرفرازی می کند ۱
می گزد انگشت از ضعف وجود من هلال
شعله ی مهر و محبت جانگدازی می کند ۲
دوست گر از لطف خواهد بخیه بر زخمم زند
تار زلفش کوتهی با آن درازی می کند ۳
گرم آتشبازی ام چون دید در طفلی پدر
گفت این بدبخت، مشق عشقبازی می کند ۴
می زنم بر سینه سنگ از عشق او دایم سلیم
این چنین دیوانه خود را دلنوازی می کند ۵
سرو از آزادی خود سرفرازی می کند ۱
می گزد انگشت از ضعف وجود من هلال
شعله ی مهر و محبت جانگدازی می کند ۲
دوست گر از لطف خواهد بخیه بر زخمم زند
تار زلفش کوتهی با آن درازی می کند ۳
گرم آتشبازی ام چون دید در طفلی پدر
گفت این بدبخت، مشق عشقبازی می کند ۴
می زنم بر سینه سنگ از عشق او دایم سلیم
این چنین دیوانه خود را دلنوازی می کند ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۴ - ز مرگم گر غبار غم که در دل بود، برخیزد
گوهر بعدی:شماره ۵۴۶ - از فروغ چهره، گلخن را چو گلشن می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.