هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از عشق، شوق، وابستگی به معشوق و توکل به خدا سخن میگوید. شاعر از زیباییهای طبیعت و نمادهای عاشقانه مانند زلف سیه، بلبل، و غنچه استفاده میکند تا احساسات خود را بیان کند. همچنین، مفاهیمی مانند فنا، توکل، و بینیازی از دنیا در آن دیده میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۴۹ - دلم آن زلف سیه برد و تغافل دارد
دلم آن زلف سیه برد و تغافل دارد
که سر زلف ندارد، خم کاکل دارد ۱
از سر شوق رود تا پی آن طرف کلاه
غنچه دامن به میان از پر بلبل دارد ۲
صبح شد، مست من از خواب صبوحی برخیز!
که صبا آمده و رقعه ای از گل دارد ۳
مشکلی نیست که از عشق تو آسان نشود
در ره شوق تو سیلاب فنا پل دارد ۴
مرد دنیا که خورد باده، ترقی نکند
سنگ در آب، همه رو به تنزل دارد ۵
بی نیاز از کرم اهل جهانیم سلیم
نیست محتاج کسی، هرکه توکل دارد ۶
که سر زلف ندارد، خم کاکل دارد ۱
از سر شوق رود تا پی آن طرف کلاه
غنچه دامن به میان از پر بلبل دارد ۲
صبح شد، مست من از خواب صبوحی برخیز!
که صبا آمده و رقعه ای از گل دارد ۳
مشکلی نیست که از عشق تو آسان نشود
در ره شوق تو سیلاب فنا پل دارد ۴
مرد دنیا که خورد باده، ترقی نکند
سنگ در آب، همه رو به تنزل دارد ۵
بی نیاز از کرم اهل جهانیم سلیم
نیست محتاج کسی، هرکه توکل دارد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۸ - با عشق، کی مراتب امید شد بلند؟
گوهر بعدی:شماره ۵۵۰ - دود از جگرم زمزمه ی چنگ برآورد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.