هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد و رنج درونی خود میگوید که مانند دودی از جگرش برمیآید. او از نالههای چنگ و نغمههای نامعلوم سخن میگوید و از هوسهای بیهوده و خندههای بیمعنا در باغ زندگی شکایت دارد. شاعر خود را مانند پروانهای میداند که محکوم به سوختن در آتش است و از دوری معشوق و جام تهی زندگی خود مینالد. در نهایت، او از چیدن گلی از چمن وصل معشوق سخن میگوید که مانند دست حنا، رنگ شادی به کف دستش بخشیده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیدهی ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۵۵۰ - دود از جگرم زمزمه ی چنگ برآورد
دود از جگرم زمزمه ی چنگ برآورد
این نغمه ندانم به چه آهنگ برآورد ۱
آخر هوس خنده ی بیهوده درین باغ
چون غنچه ام از ذوق دل تنگ برآورد ۲
پروانه ام و بایدم از قسمت نایاب
آتش ز پی سوختن از سنگ برآورد ۳
رحمی که ز شوق می وصل تو چو نرگس
در دست مرا جام تهی زنگ برآورد ۴
یک گل چو سلیم از چمن وصل تو چیدم
چون دست حنا بسته کفم رنگ برآورد ۵
این نغمه ندانم به چه آهنگ برآورد ۱
آخر هوس خنده ی بیهوده درین باغ
چون غنچه ام از ذوق دل تنگ برآورد ۲
پروانه ام و بایدم از قسمت نایاب
آتش ز پی سوختن از سنگ برآورد ۳
رحمی که ز شوق می وصل تو چو نرگس
در دست مرا جام تهی زنگ برآورد ۴
یک گل چو سلیم از چمن وصل تو چیدم
چون دست حنا بسته کفم رنگ برآورد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۴۹ - دلم آن زلف سیه برد و تغافل دارد
گوهر بعدی:شماره ۵۵۱ - در چمنم شمشاد من گر شانه بر کاکل زند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.